معين الدين نطنزى
240
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
خود به در قلعه برد و پسر خود ، امير غورى نام را كه كوتوال آنجا بود ، بيرون طلبيد و قلعه را تسليم كرد . بعد از آن حضرت امير صاحبقران ، جهانشاه برلاس را منكقلاى گردانيده خود نيز متعاقب او روى به طرف مازندران نهاد . چون به مرحلهء سه طراز ريحان كه مدفن ابو مسلم مروزى است نزول فرمود ، على بيك كلاتى و على مؤيّد سبزوارى به درگاه دولت پناه آمدند . امير صاحبقران ايشان را بنواخت و متوجّه قلعهء اسفرائين شد . كوتوالان آنجا كه از قبل [ امير ] ولى به محافظت مشغول بودند به جنگ بايستادند . هنوز ثلثان لشكر به يورت نرسيده بود كه جمعى از يورتجيان و كوتلجيان به مكابره فرودويدند و به يك لمحهء نظر اسفرائين فتح شد . امير صاحبقران از قهر آن جهل ايشان ، فرمان داد كه مجموع سپاهيان را بكشتند . امير ولى چون خبر وصول رايات نصرت شعار شنيد امير حاجى را كه جملة الملك او بود ، با تحف و هداياى بىشمار به استقبال فرستاد و قرار داد كه خود نيز بعد از مراجعت امير صاحبقران به سمرقند آيد . امير صاحبقران آن كذب او را عين صدق دانسته عنان مراجعت به طرف جهان ارغيان معطوف كرد ، بعد از آنكه چند روز در آن مرغزارها چهارپاى لشكريان نيرو گرفت حكّام ولايات را به مكامن خود تارقال فرموده خود نيز متوجّه دار السّلطنهء سمرقند شد . زمستان گاه آن سال در قيشلاق زنجيرسراى كه از مضافات بخارا است بسربرد . ذكر توجّه سلطان صاحبقران كرت دوّم به طرف خراسان چون زمستان ايت ائيل ، موافق سنهء اربع و ثمانين و سبع مايه ( 784 ه / 1382 م ) ، چنانچه ذكر رفت اختيار قيشلاق به زنجير سراى اتّفاق افتاد ، اكابيكى كه عزيزترين ديگر فرزندان امير صاحبقران بود ، به جوار حقّ پيوست و از شدّت الم آن واقعه امير صاحبقران به غايت متألّم شد . در اثناى اين حال خبر رسيد كه امير ولى لشكر بر سر سبزوار آورده خواجه على مؤيّد را محاصره كرده است ، و على بيك نيز سر عصيان از گريبان طغيان برآورده ، هيچكس را از امرا ياراى آن نبود